تبليغاتX
ژیله مو






















ژیله مو

تو را

گاهی دست اتفاق را مگیرم که نیفتد، و

 گاهی بالشم را پر از شعر های تازه می کنم

    photo


    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 20:4 توسط فاطمه محمدی|

    نگران

    نگرانم از پس، فردا بر نیایم

    نگران از اینکه نتوانم

    نگرانم برای همه پروانه های بی بال که بی جانند

    نگرانم برای گل های پشت باغ که لگد مال نشوند



    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 1:16 توسط فاطمه محمدی|


    کردستانم

    داستانم را اینگونه آغاز می کنم

    دهکده ای کوچک، نزدیک به خورشید ، دور از صداقت،دور از محبت در آسمانی نیلگون در حال چرخش بود

    دور از خوشید نزدیک دهکده رسیدم تشنه بودم و خواهان آب اولین چیزی بود که در دهکده سستم کرد آب طلبیدم خون خوردم،پرسیدم چرا خون؟


    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 19:9 توسط فاطمه محمدی|


    كردستان استاني سرسبز و خرم  با وسعتي معادل 28 هزار و 203 كيلومتر مربع در غرب ايران و در مجاورت بخش شرقي كشور عراق قرار دارد.

    اين استان كه در دامنه‌ها و دشت‌هاي پراكنده سلسله جبال زاگرس مياني قرار گرفته است، از شمال به استان‌هاي آذربايجان غربي و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان كرمانشاه و از غرب به كشور عراق محدود است.

     

    استان كردستان

    استان كردستان براساس آخرين تقسيمات كشوري در سال 1375داراي 8 شهرستان، 12شهر، 21 بخش، 78 دهستان و 1765 آبادي داراي سكنه بوده است. شهرستان‌هاي اين استان عبارتند از: بانه،‌ بيجار، ديواندره، سقز،‌ سنندج،‌ قروه، كامياران و مريوان. در حال حاضر استان كردستان با مجموعه شهرها،‌ روستاها و عشايري كه در اقصي نقاط آن پراكنده شده و استقرار يافته‌اند، به يكي از نواحي در حال توسعه غرب كشور تبديل شده و از پتانسيل‌هاي توريستي و تفرجگاهي بسيار خوبی برخوردار می باشد.

     


    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 23:28 توسط فاطمه محمدی|

    پیش از اسلام طايفه‌اي زرتشتي به نام قه‌قو بر بانه  حاكم بودند كه در حمله اعراب و بعداز آن، اختيار ديني‌ها حكومت آن را به دست گرفتند. تا اواسط سده سيزدهم هجري  نام اصلي شهر بانه به‌روژه (آفتابگير) بود و قباله هايي نيز وجود دارد كه در همه آنها مركز بانه قصبه به‌روژه ناميده شده است. اين شهر يك بار در قبل از جنگ جهاني اول و بار ديگر در جنگ جهاني دوم دچار آتش‌سوزي شديدي شد. اكنون گورستان شمال شرقي شهر را بانه كهنه يا كهنه بانه مي‌نامند.

    علت تغيير نام و جابجا شدن محل شهر به واسطه شيوع بيماري‌هاي وبا و طاعون بود كه هر چند سال يك بار شايع مي‌شد و چون بازماندگان، محل اوليه را آلوده مي‌پنداشتند، مجدداً در جاي ديگري به ايجاد شهر و ده مي‌پرداختند. آتش‌سوزي و جنگ‌هاي قبيله‌اي يكي ديگر از عوامل جابجا شدن محل شهر بود. در بانه، آبادي‌هايي به نام‌هاي نيزه دوكهنه، به روژه كهنه، سياومه كهنه، آرمرده كهنه، توده كهنه و غيره هم شنيده مي‌شود، ولي آبادي‌هايي نيز با همان نام‌ها بدون كلمه كهنه وجود دارد. نام بانه را از كلمه كردي Bon به معني پشت بام و متأثر از ارتفاعات و نحوه استقرار و موقعيت شهر بانه مي‌دانند.

    بازگشت به ليست تصاوير

    ارتفاع هزارو پانصد و بيست و پنج متري شهر از سطح دريا و چشم‌انداز ارتفاعات اطراف آن موجب شده مردم براي رسيدن به شهر مسير زيادي را به طرف سربالايي طي كنند. نام بانه را به معني خانه (منظور اقامتگاه و آبادي و مسكن است) و اردو (منظور اردوگاه سربازان است) و پادگان (شهر دو قلعه بزرگ داشته) نيز تفسير كرده‌اند.

      مراكز ديدني و تاريخي

    • زيارتگاه سليمان بيک                                        
    • دشت های بانه
    • جنگل‌های بانه
    • غار شووی
    • زرينه رود
    • رود بانه
    • سد باستانی شو
    • شهرتاريخی آرمرده

     

     

     

     

    نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 23:0 توسط فاطمه محمدی|

    كوهستاني است كه از مريوان تا دره قزل‌اوزن و كوه هاي زنجان جنوبي در مشرق گسترده شده است. ناهمواري‌هاي اين استان كه تحت ‌عنوان ناحيه كوهستاني كردستان مركزي بررسي مي‌شود، مشتمل ‌بر دو بخش غربي و شرقي است. اين دو قسمت از نظر شكل پستي و بلندي و جنس زمين متفاوتند.قسمت وسيعي از سنندج، مريوان و سرزمين‌هاي اطراف آنها تا جنوب كردستان بخش كوهستاني غربي را تشكيل مي‌دهد.

    در اين ناحيه، يكنواختي و سستي جنس زمين اشكال مشابهي را به وجود آورده كه از ويژگي‌هاي آن كوه‌هاي گنبدي شكل با شيب يكنواخت و ملايم همراه با دره‌هاي باز است. اين يكنواختي را طبقات آهكي سخت و سنگ‌هاي دروني كه بين لايه‌هاي سست ظاهر مي‌شوند،‌ درهم ريخته و آن را به صورت صخره‌هاي عريان درآورده است. نوع مشخص اين ناهمواري‌ها، ناحيه كوهستاني چهل چشمه در بين مريوان و سقز است كه دنباله پستي بلندي‌هاي اين ناحيه را در جنوب و مشرق، تشكيل داده‌اند و دامنه غربي آن تا داخل كشور عراق كشيده شده است.طبيعت استان كردستان

    در اين ناحيه شعبه‌هاي رود قزل‌اوزن در شرق و شمال شرقي و رود سيروان در حنوب چهره زمين را به‌طور كامل تغيير داده‌اند.بخش كوهستاني شرقي، قسمت‌هاي شرقي سنندج را دربرمي‌گيرد و درحد فاصل ناحيه غربي و شرقي،‌ يك رشته از ارتفاعات آتشفشاني شمالي- جنوبي را به‌وجود مي‌آورد. [آشنايي با رودخانه هاي ايران]

    در شرق اين رشته كوه،‌ شهرستان‌هاي قروه و بيجار قرار گرفته‌اند كه شكل زمين در آنها با پستي و بلندي‌هاي ناحيه غربي به كلي متفاوت است.

    از ويژگي‌هاي اين ناحيه، وجود يك حصار كوهستاني متشكل از سنگ‌هاي دگرگوني و رسوبي است كه دشت‌هاي مرتفع هموار و تپه ماهوري را احاطه كرده است. در اين ناحيه به استثناي كوه‌هاي بيجار، دشت‌هاي نسبتاً وسيعي نيز وجود دارد. اين دشت‌ها به‌وسيله شعبه‌هاي رود قزل‌اوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور درآمده‌اند. مرتفع‌ترين دشت اين ناحيه «هوه‌تو» خوانده مي‌شود كه با دو هزار و دويست متر ارتفاع در شمال سنندج واقع شده است.


    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 22:13 توسط فاطمه محمدی|

    کردها طي قرون متمادي با لباس محلي خود پيوند عاطفي، عقيدتي و سنتي شديدي برقرار کرده اند و علاقه زيادي به حفظ و نگهداري لباس سنتي خود که نشانگر هويت فرهنگي آنهاست دارند.
    حتي در ابتداي حکومت پهلوي، هنگام زمامداري رضاخان که مقرر شد تمام مردم ايران لباس واحدي بپوشند، کردان در مقابل اين دستور مقاومت نشان داده، لباس خود را تغيير ندادند.
    البته در شهرهاي بزرگ استان مانند سنندج، برخي از جوانان، لباس محلي را فقط در مراسم و جشنهاي خاص مي پوشند و علاقه اي به استفاده از آن بطور معمول ندارند به همين دليل در سنندج کمتر کسي ديده مي شود که با لباس محلي درخيابان ظاهرشود ،  اما در ساير شهرها مانند بانه و مريوان غالبا تمامي زنان و مردان با لباس محلي در شهر ديده مي شوند.

    لباس و پوشاک کردان از تنوع و غناي فوق العاده اي برخوردار است که در زينتها و رنگهاي لباس به چشم مي خورد، لباس کردي هرگز يک رنگ و تيره. گون نيست بلکه هميشه با ترکيب رنگهاي مختلف، چشمها را به طرز مطبوعي خيره مي کند و انسان به اين باور مي رسد که طبيعت و محيط پيرامون، مرغزارهاي سرسبز، گلهاي رنگارنگ ، سپيدي برفها، آسمان صاف و آبي، سيلابهاي خروشان در اين تنوع رنگ تاثير مهمي داشته اند.

                                                                                          



     

     

     

    كلیك بكه‌ بۆ گه‌وره‌كردنی وێنه‌كه‌
 ============== كلیك بكه‌ بۆ گه‌وره‌كردنی وێنه‌كه‌
 ==============

     



    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 21:34 توسط فاطمه محمدی|

    واژه اورامان یا هورامان از دو بخش «اهورا» و «مان» به معنى خانه، جایگاه و سرزمین تشكیل شده است. پس اورامان یعنى سرزمین اهورایى و جایگاه اهورا مزدا. «هور» معنى دیگرى هم دارد.
    هور در اوستا به معنى خورشید است. هورامان را مى‌توان جایگاه خورشید هم معنى كرد. جنوب شرقى شهر مریوان روستایى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جاده‌اى به طول هفتاد و پنج كیلومتر آن را به شهر مریوان متصل مى‌كند. اگر با یك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابیانه‌اى‌ها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهیم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. این روستا را هزار ماسوله مى‌نامند. زیرا معمارى آن همانند ماسوله است. حیاط هر خانه بام خانه‌اى دیگر است، اما با وسعتى بیشتر.

    معمارى اورامانات و سرسبزى این منطقه كوهستانى رویاى پله‌هایى به سمت بهشت را متصور مى‌كند. خانه‌هاى این روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزیتى خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مركز (حكومت) ناحیه‌اى اورامان یاد مى‌كرده‌اند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معمارى، موقعیت چشمه‌هاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پیر شالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آمیزه‌اى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مى‌توان زیباترین رنگ‌هاى دنیا را در كنار هم دید. لباس مردم اورامانات كردى است. پیش از ورود پارچه و كفش‌هاى خارجى و سایر منسوجات داخلى به استان كردستان، بیشتر پارچه‌ها و پاى افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته

    مى‌شده است.

                

    ساخت پاى افزار «گیوه» یا «گلاش» یا «كالى» بر عهده اوراماناتى‌ها و مردم و آبادى‌هاى هجیع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى‌هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته‌اند. جولایى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجیم، بره بوشمین، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافت‌هاى این منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مى‌پوشند. انواع این لباس‌ها با زیورآلات مختلف تزئین شده‌اند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ریواس، خوژه، پنیر، شیر، عسل، گردو، انجیر موادغذایى این منطقه را تشكیل مى‌دهند. پلو، «دوغه وا» یا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخینه، دوختن یا آش گزنه، هتیمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون یك آبه، پرشین، شلغم ترش، و كلانه، از غذاهاى اورامانى است.از تولیدات هنرهاى سنتى مثل گلیم، سجاده، نمد، سبد، گیوه به عنوان سوغات این محل نام برد. اما دلیل دیگرى به غیر از درمان و سیاحت در یك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. میراث فرهنگى و كهن ایران زمین مى‌تواند دلیلى براى كشش مسافران به شهر‌هاى مختلف باشد. هخامنشیان و شكوه شان زبانزد و مایه افتخار ایرانیان است.

     


    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 22:32 توسط فاطمه محمدی|



    قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت